85/12/25

شكارچيان مجاز حافظان وسرمایه گان طبيعتند.

 

 

 

 

 

 

((دو تروفه زیبای قوچ البرز مرکزی))

شكارچي‌اي كه با اسلحه 

مجازدر فصل مجاز در

 منطقه مجاز جانور

 مجاز را شكار مي‌كند سرمايه‌ است.

 دومين گردهمايي كانون شكار و دوستداران طبيعت يازدهم تيرماه با حضور جمعي از شكارچيان و دوستداران طبيعت برگزار شد كه سخنرانان اين جمع بر رونق گرفتن اين ورزش و تاثير مطلوب آن بر روي طبيعت تاكيد كردند.

در اين مراسم خيرالله ابوحمزه مدير عامل كانون ضمن تشريح وضعيت نابه‌سامان طبيعت جهان آمادگي كانون شكار، تيراندازي و دوستداران طبيعت را جهت ياري رساني در حفظ محيط زيست و حيات‌وحش اعلام كرد.
وي همچنين ضمن تاكيد بر اشتراك عمومي در همه كشور‌ها و فرهنگ‌ها براي حفظ طبيعت در دهكده جهاني امروز، پيشنهادهاي اعضاي كانون را براي حفظ و بهره‌برداري پايدار از وحوش كشور اعلام كرد. از ميان برخي سرفصل‌ها مي‌توان به آموزش و فرهنگسازي، جلوگيري از شكار بي‌رويه، جمع‌آوري سلاح‌هاي غيرمجاز، تامين مالي محيط‌‌بانان، الگو برداري و تبعيت از برنامه‌هاي كشورهاي موفق در زمينه محافظت از محيط زيست اشاره كرد. 
در ادامه اين مراسم دكتر اسماعيل كهرم ، استاد دانشگاه و پرنده‌شناس با بيان اين مطلب كه كل سيستم طبيعت ريتم دارد، حيات‌وحش را چون اعضاي يك اركستر دانست كه نواي زندگي و حيات را توليد مي‌كنند و گفت:«در كشورهاي در حال توسعه دهه‌‌هاست كه با صرف انرژي و ايجاد سازمانهاي عريض و طويل دنبال كسي مي‌گردند كه هيچ اثر مخربي روي اكوسيستم منطقه ندارد. وقتي جنگلهاي ما در حال از بين رفتن است آيا واقعا مقصر اصلي كسي است كه يك شوكا شكار مي‌كند؟
وي افزود: « عمق درياچه اروميه به‌خاطر سد بستن روي رودهاي اطراف آن در عرض 30 سال نصف شده است. بستر اين درياچه هم شور است و ميزان غلظت نمك از 80 گرم به 310 گرم در ليتر رسيده. حال كسي كه چند مرغ آبي شكار كند چه‌قدر مي‌تواند مهم باشد؟»
كهرم گفت:«ما هيچ وقت دنبال مقصر اصلي در كشورمان نگشتيم و سازمانهاي عريض و طويلي تشكيل داديم براي مبارزه با كساني كه مي‌توانند سرمايه‌ حفظ طبيعت اين مملكت باشند. شكارچي‌اي كه با اسلحه مجاز در فصل مجاز در منطقه مجاز گونه جانور مجاز را شكار مي‌كند سرمايه‌ است.»
 
(((وقتي جنگلهاي ما در حال  از بين رفتن است آيا  واقعا مقصر اصلي كسي است كه يك شوكا شكار مي‌كند؟)))
وي به گونه‌هاي بومي ايران همچون گورخر ، يوزپلنگ و كوير ايران كه يك نعمت براي ما محسوب مي‌شود، اشاره كرد و گفت:«شكارچي متعهد به قوانين يك سرمايه است. بايد دانست كه شكارچي تروفه در چرخه درست طبيعي چه‌قدر تاثير مي‌گذارد.
 
پاكستان براي صدور اجازه شكار به هر فرد خارجي 40 هزار دلار مي‌گيرد و نيمي از آن را به منطقه تزريق مي‌كند. وقت آن است كه ما هم با شكارچي‌ها تعامل داشته باشيم.»
وي با اشاره به اينكه فرق است ميان شكارچي و شكاركش، با ابراز تاسف از زيرپا نهادن اصول شكار برخي افراد افزود:«با همه اين احوال چيزي كه چهره محيط زيست ما را بر هم زده است نه وجود يك عده شكارچي و شكاركش بلكه برخي ساخت و سازها و سوءمديريت‌هاست.»
وضعيت فدراسيون تيراندازي
 در اين مراسم تيمسار حيدري رئيس فدراسيون تيراندازي ايران با بيان اين مطلب كه در 29 استان كشور هيات تيراندازي تاسيس شده است درباره برنامه‌هاي اين فدراسيون گفت:«متاسفانه در گذشته زير ساختهاي خوبي براي رونق گرفتن اين ورزش آماده نكرده‌ايم. از آنجايي كه سرمايه‌گذاري كافي در اين زمينه انجام نشده نمي‌توان انتظار داشت كه جايگاه مناسبي در جهان پيدا كنيم.»
 
امير حيدري با اشاره به همكاري اين فدراسيون با كانون شكار و دوستدار طبيعت ايران تصريح كرد:«اميدواريم با سرمايه‌گذاري بخش خصوصي و همچنين همكاري با چنين انجمن‌هايي بتوانيم باشگاههاي بيشتري را در سطح كشور تاسيس كنيم كه اگر اين اتفاق بيفتد آن زمان است كه مي‌توان به ظهور قهرمان اميد داشت.»

 


((چيزي كه چهره محيط زيست ما را بر هم زده است نه وجود يك عده شكارچي و شكاركش بلكه برخي ساخت و سازها و سوءمديريت‌هاست))


شكارچي يا شكاركش؟
در حاشيه اين مراسم حميد ذاكري دبيركميته روابط بين الملل و آموزش كانون  شكار و دوستدار طبيعت ضمن اشاره به اين نكته كه شكارچيان در سراسر دنيا يكي از عاملان حفظ محيط زيست محسوب مي‌شوند گفت:«متاسفانه ما به لحاظ فرهنگي در زمينه شكار و طبيعت بسيار ضعيف عمل كرده‌ايم. نخستين مسئله اين است كه ما براي كلمه شكارچي و شكارچي قاچاق يا شكاركش هنوز معادل فارسي نداريم.»
ذاكري تصريح كرد:«ما در زبان انگليسي دو اصطلاح داريم. اولي شكارچي(Hunter) و دومي شكاركش يا شكارچي غيرقانوني(poacher) اما اين نكته مهم در رسانه‌هاي ما اصلا مورد توجه قرار نمي‌گيرد. بايد دانست تير اندازي سوي حيوان يكي از جنبه‌هاي شكار در دنياست و در كنار اين كار شكارچيان يكي از عاملان حفظ تنوع زيستي در طبيعت هستند.»
وي با اشاره به اينكه بيشترين كمك به حفظ و اعتلاي طبيعت را شكارچيان انجام مي‌دهند گفت:«مثلا تد ترنر(Ted Terner) سرمايه‌دار مشهور آمريكايي كه خود يك شكارچي است، 48 ميليارد دلار براي حفظ حيات وحش آمريكا به حيات وحش اين كشور كمك كرده است. ترنر همچنين براي حفظ گونه‌هاي در معرض انقراض آمريكا اقداماتي انجام داده كه موفق هم شده است.»
وي درباره فعاليت‌هاي كانون تصريح كرد:«كانون شكار وظيفه خود مي‌داند كه براي جامعه ما تفاوت شكارچي با حيوان‌كش را جا بيندازد و در اين زمينه تعامل خوبي را با فدراسيون تيراندازي ایران شروع كرده‌است. از آنجايي كه در طول سال پروانه‌هاي محدودي براي شكار صادر مي‌شود قصد داريم با تاسيس باشگاه تيراندازي به اهداف پروازي در سراسر كشور رونق ببخشيم. زيرا اين كار گذشته از يك سرگرمي يك تمرين تيراندازي نيز براي شكارچيان ما در غير از فصول شكار به حساب مي‌آيد.»
دبير انجمن شكار و دوستدار طبيعت مكان اين باشگاه‌ها را در مرحله اول اطراف تهران ذكر كرد و اظهار داشت:« تمام كساني كه علاقمندند كه در اين زمينه سرمايه‌گذاري كنند مي‌توانند با ما تماس بگيرند و ما مي‌توانيم در اين زمينه راهنمايي‌شان كنيم. همچنين در اغلب شهرها نمايندگي داريم كه مي‌توانند با آنها هم تماس بگيرند.»
نوشته شده توسط سپهر در 19:32 |  لینک ثابت   • 

85/12/17

شكار كشتن نيست!


شکارچیانی که به دنبال کسب مدال تروفه هستند برای طبیعت بیش از تمام دوستداران ومخالفان  طبیعت وشکار دل مسوزاند و پول خرج میکند!!!  

شكار كشتن نيست!

هيچ گونه‌ جانوري توسط شكارچيان

 شكار نمي‌شود مگر اينكه جانور پير،

 فرتوت و يا دچار مشكل باشد

 و در تقابل با ديگر جانوران قرار ‌گيرد

 كه در اين صورت حذف اين

 جانور از گله به توليدمثل،

 حركت سريع‌تر و امكان بقاي بيشتر گله مي‌انجامد.

شكار ورزشي به مفهوم كشتن شكار نيست.انواع شكارهاي بگير و رها كن كه در ورزش شكار رواج دارد هيچ سنخيتي با خونريزي و كشتن ندارد.
عدم آگاهي از معناي حقيقي شكار و عملكرد شكارچي در حفظ محيط‌ زيست باعث شده كه نه يك نفر بلكه تشكل‌ها و سازمان‌هاي مختلفي داعيه مخالفت با آن را داشته باشند. هر چند اين مقابله و اعتراض با كمي صبر و نگرش ژرف‌تر به مسئله شكار، حل مي‌شود اما دوستان معترض عدم آگاهي خويش را نبايد به پاي ضرردهي مقوله شكار بگذارند. هرچند براي آگاهي در مورد مفهوم و معني شكار و ارتباط آن با فعاليتهاي زيست‌محيطي، بسنده كردن به چند سطر نمي‌تواند كافي باشد اما شايد بتواند آغاز مرحله جديدي براي تحقيقات عموم مردم و منتقدان در باب مقوله پايدار شكار شود.

قابل توجه خوانندهگان این پست::در هيچ جاي شرع شكار حرام نيست. داستان ابراهيم خليل و چگونگي دريافت اين لقب از طرف درگاه الهي و توصيه پيامبر اكرم به فراگيري تيراندازي و شكار نمونه‌اي كوچك از اين دلايل است.
قسمتي از داستان حضرت ابراهيم كه در قرآن آمده به اين شكل است:
جبرئيل را وقت خوش گشت، پرهاي طاووس خويش فرو گشاد و گفت – بحق التخذك خليلا – به راستي به دوستي گرفت؛ اگر قصوري هست در ديده ماست، اما عشق ‌ترا بر كمال است.
خليل گفت: اگر ترا به كار نيست و استدن هم شرط جوانمردي نيست. جبرئيل گفت:‌ اكنون پراكنده كنيم در صحرا و بيابان تا به مراد خود مي‌چرند و عالميان تا قيامت به صيد و شكار از آن منفعت گيرند. اكنون گوسفندان كوهي كه در عالم پراكنده‌اند همه از آن نژادند و هر كه از آن صيد گيرد و خورد تا قيامت مهمان خليل است و روزي‌خور خوان احسان حضرت ملك جليل است.»
اين داستان شايد در تائيد اين بخش كه شكار و شكارگري نه فعلي قبيح است و نه عملي شنيع، بلكه عملي است پسنديده، يك استناد مذهبي باشد اما دلايل علمي و انساني زيادي وجود دارد كه شكار را به عنوان گرانيگاه متعادل كننده طبيعت عنوان مي كند.
در جهان امروز انديشه حفاظت از طبيعت و حيات‌وحش به يكي از عمده‌ترين دلمشغولي‌هاي انسان بدل شده است. نسل جديد در حالي پا به عرصه مي‌گذارد كه نگراني‌هاي عميقي در خصوص آينده زيست كره زمين همه محافل علمي و پژوهشي را فرا گرفته كه البته اين نگراني‌ها در مباحثي كه ماهيت آنها به درستي اعلام نشده‌اند با دشواري‌هاي بيشتري همراه است. آب و خاك، هوا، جنگل، گياه و كوه و به طوركل محيط پيرامون ما در معرض ده‌ها نوع آلودگي قرار دارد و هر از چندگاه بسياري از گونه‌هاي ارزشمند گياهي و جانوري به علت عدم حفاظت جدي از بين مي‌روند. در چنين شرايطي سخن گفتن از شكار - كه حتي كاربرد واژه آن، كشتن و از ميان بردن را متبادر مي‌كند – شايد براي خيلي‌ها، توهم‌انگيز و غيرانساني باشد.
اما حقيقت اين است كه بسياري از نظريه‌پردازان اجتماعي رفتار و كنش هاي انسان را با عناصر ويژه اي كه شكار از مهمترين آنهاست مورد مطالعه قرار داده اند. نتيجه اين بوده است كه بسياري از عناصر ريشه‌اي و بنيادين هويت و شخصيت بشر از رهگذر شكار تبيين مي شود.
اگر امروزه شكار ورزشي مطرح مي‌شود بر پايه‌هاي توسعه پايدار و حفظ گونه‌هاي محيط‌زيست و با همكاري جامعه شكارچيان است. شكار بيشتر پرندگان و ماهي‌ها بر پايه اصل بگير و رها كن و شكار گونه‌هاي ديگر مانند كل و بز براساس توجيه علمي است. هيچ گونه‌اي توسط شكارچيان شكار نمي‌شود مگر اينكه جانور پير، فرتوت و يا دچار مشكل باشد.

جامعه شكارچيان و در راس آنها كانون شكار، تيراندازي و دوستداران طبيعت با ايجاد امكانات مانند تهيه علوفه در زمستان، رفع بيماري‌هاي اپيدمي و پاكسازي مناطق حفاظت شده از شكارچيان غيرقانوني، عملا به افزايش گونه‌هاي جانوري كمك مي‌كنند. آنچه قبيح و غيرقانوني است شكار غيرقانوني، غيرعلمي و بي‌رويه است كه جامعه شكارچيان ايران با امضاي ميثاق‌نامه طبيعت با اين گونه اعمال مخالفت كامل خود را اثبات كرده‌اند.
بحث شكار با شكاركشي تفاوت زيادي دارد. هر جانوري كه در چرخه محيط‌زيست در تقابل با ديگر جانوران قرار مي‌گيرد، شكار نام دارد و هدف از نامگذاري اين بخش شكار‌كردن نيست بلكه آشنايي با شكارهاي مختلفي است كه در ايران و جهان وجود دارد.
كانون شكار، تيراندازي و دوستداران طبيعت در همين راستا و زدودن افكار غلط اقدام به برگزاري جلسات متعدد با حضور اساتيد دانشگاه، شكارچيان با سابقه و مديران محيط‌زيست كرده است تا تفاوت شكار و كشتن را بيان كند. فصلنامه شكار، مسابقات تيراندازي و تورهاي طبيعت‌گردي اين كانون در راستاي رسيدن به اهداف زيست‌محيطي وفرهنگي است.
از طرفي جامعه شكارچيان ايران در حدود 500 هزار نفرند كه برنامه هاي زيست‌محيطي ، حفاظت از گونه هاي در معرض انقراض و ايجاد شرايط مساعد زيستي براي ديگر جانوران در توقف روند تخريب اين منابع خدادادي مثبت بوده و خواهد بود.

نوشته شده توسط سپهر در 17:45 |  لینک ثابت   • 

85/12/16

خبر خوشی که اشکهایم را سرازیر کرد!

درانجیر یزد 1382

2قلا‌ده يوزپلنگ با موفقيت در منطقه حفاظت شده بافق  زنده‌گيري شد.

مژگان جمشيدي : در پي تلا‌ش شبانه‌روزي جمعي از كارشناسان ايراني و يك هيات خارجي كه به دعوت مدير پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي به ايران سفر كرده بودند، سرانجام بعد از 20 روز تحمل سرماي طاقت‌فرساي كويري براي زنده‌گيري يوزپلنگ ايراني و نصب گردنبندهاي ردياب روي گردن اين حيوان، 2 قلا‌ده يوزپلنگ در منطقه حفاظت شده بافق در استان يزد زنده‌گيري و فرستنده‌هاي ردياب با موفقيت روي گردن آنها نصب شد.

يوزهاي به دام افتاده بعد از انجام نمونه‌گيري‌هاي خوني، در صحت و سلا‌مت كامل نشانه‌گذاري و سپس در طبيعت رها شدند تا محققان بتوانند از اين پس با امواجي كه از طريق فرستنده‌هاي ردياب ارسال مي‌شود، مسير مهاجرت و موقعيت جغرافيايي و قلمرو يوزها را تحت كنترل قرار دهند. ‌ يوزپلنگ ايراني، يكي از جانوران بسيار كمياب و در خطر انقراض جهان است كه زماني نه چندان دور در بيشتر كشورهاي غرب آسيا تا شبه‌قاره هند زندگي مي‌كرد اما به دليل تخريب زيستگاه و شكار بي‌رويه نسل آن امروز در تمامي نقاط آسيا نابود شده و فقط به تعداد بسيار محدودي در چند منطقه از ايران يافت مي‌شود. از اين رو با حمايت مالي برخي از سازمان‌هاي بين‌المللي و برنامه محيط زيست سازمان ملل به مبلغ 725 هزار دلا‌ر، پروژه‌اي به مدت 4 سال براي حفاظت از آخرين بازمانده‌هاي نسل يوزآسيايي در ايران به اجرا درآمد. ‌

هوشنگ ضيايي مدير پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي كه از كارشناسان باسابقه در زمينه حيات وحش ايران است در گفت‌وگو با اعتماد ملي اين اقدام را يكي از بزرگ‌ترين دستاوردهاي پروژه عنوان كرد و گفت: تاكنون حدود 15 سيستم ردياب راديويي و 5 دستگاه ردياب <‌> GPSدار از سوي انجمن حفاظت از حيات وحش آمريكا (‌) WCS به پروژه هديه شده كه با به دام انداختن يوزها، 2 دستگاه ردياب راديويي و نيز ردياب <‌> GPSدار روي گردن يوزپلنگ‌ها نصب شده است. ‌ وي در مورد نحوه زنده‌گيري يوزپلنگ‌ها گفت: براي اين كار از تله‌هايي استفاده شده كه مجهز به سيم كلفت است كه به اندازه دست اين جانوران تهيه شده و وقتي دست جانور داخل آن قرار مي‌گيرد، حيوان به دام مي‌افتد. اين تله‌ها طوري طراحي شده‌اند كه حتي اگر حيوان ساعت‌ها هم در آن تقلا‌ كند كوچك‌ترين آسيبي نمي‌بيند. اين تله‌ها به تعداد قابل توجهي در مسيرهايي كه محيط‌بانان و كارشناسان محلي احتمال عبور يوزپلنگ‌ها را از آن مناطق مي‌دادند جاگذاري شد تا اينكه نهايتا چهارشنبه هفته گذشته به فاصله 5 تا 6 ساعت، 2 قلا‌ده يوزپنگ نر جوان كه احتمال مي‌رود با هم برادر باشند و نيز يك قلا‌ده پلنگ هم به دام افتادند كه روي همه آنها سيستم‌هاي ردياب نصب شد.وي افزود: در حال حاضر اين بهترين روش موجود براي رديابي گوشتخواران در دنيا است و براي اين كار كارشناسان باتجربه‌اي از كشورهاي سوئيس، اتريش، آفريقاي جنوبي، فرانسه و استراليا به ايران آمدند. به گفته او احتمال اينكه يوزپلنگي در دام بيفتد بسيار كم بود چون جمعيت اين جانور امروز در ايران به شدت كاهش يافته اما به دام افتادن يوزپلنگ‌ها حتي كارشناسان خارجي را هم شگفت‌زده كرد.به گفته ضيايي، با توجه به اينكه يوزپلنگ‌ها مهاجرت‌هاي طولا‌ني دارند، ردياب‌هاي مجهز به ‌GPS به ما كمك مي‌كند تا آنها را در تمام نقاطي كه در حال حركت و يا شكار طعمه هستند كنترل و رديابي كنيم و از اين طريق مي‌توانيم حتي نوع عادات غذايي آنها را هم تحت كنترل داشته باشيم.برنامه زنده‌گيري يوزپلنگ‌ها همچنان تا پايان فروردين‌ماه در منطقه حفاظت‌شده بافق ادامه خواهد داشت و با وجود بازگشت 3 تن از كارشناسان خارجي، 2 نفر از آنها همچنان در بافق به سر مي‌برند. مدير حفاظت از يوزپلنگ آسيايي با تشكر از تلا‌ش محيط‌بانان و مديركل محيط زيست استان يزد و ديگر همكاران پروژه از همكاري برخي از دانشجويان در اين طرح خبر داد و گفت: حضور اين تيم خارجي باعث شد تا بتوانيم نحوه كار با تفنگ بيهوشي و بسياري ديگر از تكنيك‌هاي مورد نياز در مديريت حيات وحش را به جوانان علا‌قه‌مند و دانشجويان هم آ‌موزش دهيم.

زنده‌گيري موفقيت‌آميز يوزپلنگ‌هاي ايراني در منطقه حفاظت‌شده بافق و نصب سيستم‌هاي ردياب براي كنترل از راه دور اين گونه در خطر انقراض، گام بسيار مهمي در حفاظت از نسل اين جانور محسوب مي‌شود و نكته قابل توجه در اين ميان، تلا‌ش موسسات بين‌المللي و همكاري كارشناسان متخصص خارجي است كه حتي تمام هزينه‌هاي سفر، اقامت و خوراك خود را بر عهده گرفته‌اند تا در كنار كارشناسان ايراني، بتوانند انقراض نسل اين‌گونه كمياب ايراني را كه سريع‌ترين دونده روي زمين است، به تعويق بيندازند

نوشته شده توسط سپهر در 18:7 |  لینک ثابت   • 

85/12/12

شکارچی رکورد و شکارکش ایا این دو یکی هستند؟؟؟

شکار قسمت اول   

سلام بر شما خوبان

 

شکار یکی از مواردی است که موافقین و مخالفین خاص خود را دارد و البته هر دو گروه هم بر نظر خود استوارند. مخالفین آن دم از لطافت و نکشتن و جلوگیری از انقراض نسل میزنند. خوب بطبع من هم که  این ورزش را بسیار دوست دارم منجمله موافقین آن محسوب میگردم و هر آنچه بنویسم از دید یک شکارچی محسوب میشود. اینها را گفتم که قبل از نوشتن موضع خود را عیان کرده باشم.

 

اولا" در این زمانه که دائما" از کشته انسان پشته میسازند و قتل افراد چه بنا به دستورات سازمانی و نیروهای ارتشی و چه در درگیری خیابانی و بر سر هیچ و پوچ صورت میگیرد و امری روزمره تلقی میگردد دلسوزاندن بر یک شکار که بنا براصول شکار در  CIC شکار شده است، امریست نوعا" کم معنی و یا حتی میتوان گفت داعیه ای  است بر دل رحم جلوه دادن خود.(منکر این نمیشوم که اصولا" شکارچی فرد دلرحمی در رابطه با شکارش نیست.) ولیکن مورد دوم که بساری از افراد ندانسته به آن استناد میکنند جلوگیری از انقراض نسل حیوانات است. این افراد اگر از اصول اولیه شکار وجمع آوری  تروفه چیزی بدانند در میابند که برای یک شکارچی آن چیزی رکورد و تروفه محسوب میشود که شاخ، دندان، جمجمه و یا دم (در مورد بعضی از پرندگان) است که از آن حیوان نر مسن باشد. به این علت که شاخ دندان و ... حیوان نر آنهم مسن بزگتر و شکیل تر است. همانطور که میدانیم حیوان نر مسن به طور معمول توانائی جنسی جفتگیری زیادی ندارد ولی به علت تجربه در درگیری با نرهای جوان و حس قلمرو طلبی که دارد مانع جفتگیری دیگران نرها با ماده های گروه خود میشود( به طور معمول، استثنائاتی هم وجود دارد.)و به نوعی عاملی است برای کم شدن تعداد جمعیت آن گونه جانوری.

نوشته شده توسط سپهر در 16:58 |  لینک ثابت   • 

85/12/02

منطقه حفاظت شده هفتاد قله (( اول نمره شکارگاههای عالم)) "ناصرالدبن شاه"

نمای جنوبی منطقه

كاركردهاي اكولوژيكي و ارزشهاي بي نظير اكوسيستم هفتاد قله منطقه حفاظت شده هفتاد قله كه نام خود را از كوه هفتاد قله واقع در اين منطقه برگرفته است مجموعه اي از كاركردهاي اكولوژيكي و ارزشهاي بي نظير اكوسيستم كوهستاني و دشتي را نمايان مي سازد كه در مجموعه شبكه مناطق تحت حفاظت كشور قرار دارد. به گزارش خبرنگار فارس از اراك، منطقه حفاظت شده هفتاد قله در استان مركزي يكي از برگزيدگان شبكه مناطق حفاظت شده كشور است كه در اين گزارش سعي خواهيم كرد ارزشها و عناصر زيستي، توانمنديها، محدوديتها و ساير ويژگيهاي آن را ارائه دهيم. قابليت ها وظرفيتهاي بالقوه طبيعي و فرهنگي منطقه حفاظت شده هفتاد قله از دير باز مورد توجه ساكنين بومي و حاكمان بوده است. جاذبه هاي طبيعي و زيبايي هاي سحرانگيز اين منطقه كه داراي چشم اندازهاي زيبا، تنوع و شگفتي جوامع گياهي و مأمن انواع گوناگون پستانداران، پرندگان و خزندگان به ويژه پستانداران بزرگ علفخوار نظير كل، بز، قوچ و ميش بوده و در واقع يك موزه و آزمايشگاه طبيعي براي علاقه مندان به طبيعت و علوم و دانش مي باشد. هر ساله گروهها و افراد بسياري از علاقه مندان، ‌محققين و دانش پژوهان رشته هاي مختلف منابع طبيعي، محيط زيست، كشاورزي، علوم زمين و علوم جانوري از اين منطقه بازديد و استفاده مي نمايند. همچنين در فصول مختلف سال بخصوص بهار و تابستان نيز چندين هزار نفر از اهالي شهرهاي اطراف منطقه در گروههاي دانشجويي، دانش آموزي، كوهنوردي، كاركنان ادارات و كارخانه ها و نيز خانواده هاي ساكن در شهرها و روستاهاي اطراف به اين منطقه وارد و ساعاتي را در طبيعت زيباي آن سپري مي نمايند. شكار ورزشي نيز شكلي از اكوتوريسم و يكي از اهداف اوليه مديريت منطقه حفاظت شده هفتاد قله به شمار مي رود در چند سال اخير براساس ضوابط و با صدور پروانه ويژه شكار در اين منطقه صورت مي گيرد كه در طي همين سالها دهها شكارچي از كشورهاي مختلف جهان از جمله اسپانيا، چك، قطر، تركيه، برزيل، ايتاليا و... از طريق آژانسهاي توريستي از اين منطقه بازديد و نسبت به شكار مورد علاقه خود برابر مقررات اقدام نموده اند. همچنين با توجه به ظرفيت و توان اكولوژيكي بالاي منطقه هفتاد قله چنانچه در آن سرمايه گذاريهاي لازم صورت پذيرد و نيروي انساني و امكانات در جهت حفاظت بيشتر تأمين گردد و علاوه بر آن امكانات لازم براي جذب گردشگران داخلي و خارجي فراهم گردد، مطمئناً مي تواند از لحاظ فرهنگي، اقتصادي،‌ اجتماعي نقش ارزنده و بسيار مؤثري در اين منطقه ايفا نمايد. منطقه هفتاد قله به دليل شرايط خاص جغرافيايي و پوشش گياهي انبوه و وفور جانوران وحشي قابل شكار همواره يكي از تفريحگاههاي تاريخي ايران بوده و از زمانهاي قديم مورد توجه قرار گرفته است. منطقه هفتادقله در دوران قاجاريه، يكي از شكارگاههاي سلاطين قاجار بوده و سنگ نوشته هاي باقي مانده در ديوارهاي صخره اي دره چكاب، بيانگر شكار صدها قوچ و ميش در يك روز مي باشد. حدود 62 كتيبه در كوههاي هفتاد قله حك گرديده است كه تاريخ تعدادي از آنها به 400 سال قبل مي رسد كه در برخي نشاني از سرسبزي و وفور شكار منعكس شده است. اين منطقه كه طي ساليان بسيار مورد تاخت و تاز شكارچيان و سودجويان بوده، عليرغم اينكه بخشهاي وسيعي از آن به دليل شكار بيش از حد و چراي بي رويه دام از لحاظ پوشش گياهي و حيات بسيار آسيب ديده و فقير شده بود در تاريخ 1349/9/17 به دليل ويژگيهاي طبيعي منطقه محدوده اي از آن شامل كوههاي هفتاد قله، بره زرد و سيبك توسط سازمان شكارباني و نظارت بر صيد وقت منطقه شكار ممنوع اعلام گرديده و سپس در تاريخ 1353/5/23 با اضافه شدن نواحي و كوههاي سله بهر، انجدان، لته در، سراب ازنا، برآفتاب كارچان توسط سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان منطقه حفاظت شده هفتاد قله تغيير نام يافت. از نظر وسعت و موفعيت جغرافيايي منطقه حفاظت شده هفتاد قله مي توان گفت اين منطقه حدود 2/7 درصد مساحت استان مركزي را تشكيل مي دهد و محدوده ايست به وسعت 81125 هكتار بين مدار 34 درجه و 18 دقيقه شرقي الي 33 درجه و 55 دقيقه عرض شمالي و 49 درجه و 57 دقيقه الي 50 درجه و 22 دقيقه طول واقع گرديده و محيط پيراموني آن 140 كيلومتر است. اين منطقه از نظر مكاني در فاصله 25 كيلومتري شرق اراك، 30 كيلومتري شمال خمين و 15 كيلومتري شمال غربي محلات و 35 كيلومتري شمال غربي دليجان واقع شده و از لحاظ تقسيمات كشوري تابع شهرستانهاي اراك و محلات مي باشد. منطقه هفتاد قله از نظر وضعيت طبيعي از پيكره اي كوهستاني كه در گستره اي از تپه ماهورها و دشتها قرار گرفته تشكيل شده است. كوه هفتاد قله كه بلندترين قله آن 2686 متر ارتفاع داشته و در جهت شمال غربي ـ جنوب شرقي امتداد دارد، مهمترين رشته كوه اين منطقه مي باشد. قلل و دره هاي اين رشته كوه از با ارزشترين زيستگاههاي حيات وحش منطقه است. از ديگر كوههاي منطقه، كوه بر زرد، لته در، كوه قنقال با ارتفاع 2865 متر، سراب ازنا، برآفتاب كارچان و دم شير و همچنين كوه برف شاه با ارتفاع 2993 متر كه بلندترين قله منطقه مي باشد. دره چكاب از بارزترين نواحي اين منطقه است كه از منتهي عليه شمال غربي منطقه دشتي شروع شده و مابين دو كوه برزرد و هفتاد قله تا نيمه هاي منطقه پيش مي رود. در انتهاي دره چشمه دايمي وجود دارد كه از زير صخره هاي كوه مي چكد و آب آن با حريان به سمت ابتداي دره، آب آبشخورهاي حيات وحش را تأمين مي نمايد. اين منطقه داراي پوشش گياهي غني و در انتهاي دره نيز درختان كهنسال وجود دارد. دركوههاي اطراف درختچه هاي بزرگ و كوچك وجود دارد كه اين مجموعه سبب شده بخشي از حيات وحش منطقه در اين حوزه زيست نمايند. دره سيبك كه در بين كوههاي هفتاد قله و بر آفتاب آقايي قرار دارد شرايطي مانند دره چكاب را داراست كه به دليل داشتن چشمه ها و آبشخورها از ارزش بالايي در منطقه برخوردار است. دره لته در با چشم اندازهاي بسيار زيبا و داشتن چشمه و آبشخور و آب و هواي مناسب از زيستگاههاي ارزشمند هفتادقله است. از ديگر دره هاي معروف منطقه مي توان از كوه سله بهر، كوه قنقال، كوه برف شاه، كوه چنا، كوه محمد باقر، كوه دم شير، كوه لته در،‌كوه كارچان، كوه پهنه، كوه سيبك، كوه قادر، كوه خواب مانده، كوه تدارك، كوه برآفتاب آقايي،‌كوه برزرد و كوه هفتاد قله نام برد. دشت هاي اين منطقه عبارتند از دشت سرخاب، هموار چال قدير و قوچك،‌ هموار ابراهيم آباد و شانق و هموار كارچان كه تا دهه قبل از زيستگاههاي مهم آهوخيز كشور بوده است و پايين ترين نقطه منطقه، دشت شمالي منطقه است كه ارتفاع آن 1677 متر برآورد شده است. بر اساس مطالعات اقليمي در تقسيم بندي دومارتن، آب و هواي اين منطقه از نوع نيمه خشك مي باشد و از خصوصيات عمده اين آب و هوا بارندگي مداوم در فصل زمستان، تابستانهاي گرم و كم باران و وجود دو فصل مجزا (خشك و مرطوب) در طول سال است. در تقسيم بندي اقليمي كوپن، اين منطقه در تيپ اقليمي معتدل سرد با تابستانهاي گرم و خشك قرار دارد. آب و هواي منطقه هفتاد قله، خصوصيات اقليمي فلات مركزي ايران با زمستانهاي سرد و مرطوب و تابستانهاي گرم و خشك را دارا مي باشد. منابع تأمين آب حيات وحش منطقه هفتاد قله عمدتاً سنگابها و چشمه ها مي باشند كه البته سنگابها در اثر آب حاصل از بارندگي براي مدت زمان كوتاهي در شكافها و گودالهاي كوچك سنگي بجا مي مانند كه عمر آنها كوتاه و موقتي مي باشد ولي چشمه مهمترين و پايدارترين منبع آب منطقه است كه با راه يافتن طبيعي آبهاي زيرزميني منطقه به سطح زمين به وجود مي آيند و از منابع اصلي تأمين آب حيات وحش در منطقه محسوب مي گردند. منطقه حفاظت شده هفتاد قله بين چهار شهر بزرگ اراك، خمين، محلات و دليجان واقع شده است. نزديكي اين منطقه به مركز استان و ديگر شهرها و همچنين وجود در كنار بزرگراه اراك ـ تهران موقعيتي استثنايي براي اين منطقه فراهم آورده است تا ارزشهاي آموزشي،‌ پژوهشي و تفرجگاهي خود را در تمام فصول به مردم اين ديار عرضه نمايد. علاوه بر شهرها، تعداد 20 روستا با جمعيتي حدود 16296 نفر در داخل و حاشيه منطقه به عنوان كانونهاي زيستي قرار دارند كه طي دودهه اخير اغلب آنها در داخل و پيرامون منطقه توسعه و گسترش زيادي يافته اند. در بررسي فلور منطقه هفتادقله در سه دوره رويش كامل، 205 گونه از گياهان نهاندانه شناسايي شده اند. اين گونه ها به 153 جنس از 41 خانواده تعلق دارند كه 36 خانواده شامل 129 جنس و 175 گونه از گياهان دولپه و 5 خانواده شامل 24 جنس و 30 گونه از تك لپه ايها مي باشند. بيشترين تنوع گونه اي به ترتيب مربوط به خانواده هاي: كاسني، نعناع، شب بو، گندميان، چتريان پروانه آسا، ميخك، گاوزبان، لاله، ميمون و آلاله مي باشند. گروهي از گونه هاي گياهي منطقه حفاظت شده هفتادقله دارويي هستند كه مهمترين آنها، شيرين بيان، سوسن بر، كاكوتي، مريم نخودي، شرير، شاتره، ريواس، آلاله، بومادران، درمنه صخره، شكرتيغال، ‌شنگ، خاكشي، منداب،‌ ازمك، چشم خروس دانه ريز، خوشك، چترگندمي، بذرالبنج، كماي ايراني و شمداني از جمله گياهان داروئي و معطر شناخته شده اين منطقه هستند. تنوع جانوري در اين منطقه بسيار زياد است مثل پستانداران، بي مهرگان، خزندگان و.... قسمت اعظم بي مهرگان منطقه را بندپايان، به ويژه حشرات تشكيل مي دهند. در ميان بندپايان گونه هاي چندي از عقرب ها، رطيل ها و عنكبوتيان يافت مي گردد. راسته هاي مختلف از رده حشرات در منطقه يافت مي شوند راست بالان، سخت بال پوشان، پروانگان، زنبوران، دوبالان و... داراي تنوع قابل توجهي مي باشند. مهره داران منطقه حفاظت شده هفتاد قله شامل ماهيان، دوزيستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران است. دوزيستان منطقه را گونه هايي از قورباغه ها و وزغ تشكيل مي دهند كه عمدتاُ در آبهاي راكد اطراف روستاها و چشمه هاي منطقه يافت مي شوند. شرايط اقليمي خشك و پوشش گياهي بوته اي منطقه هفتادقله محيطهاي مناسبي براي زيست انواع خزندگان مي باشند از راسته لاك پشتها يك گونه لاك پشت مهميزدار در دشتها و دامنه هاي اين منطقه زندگي مي كند. راسته سوسمارها شامل 8 خانواده و 112 گونه در ايران هستند و به جز لوس مار و بزمجه بقيه نام فارسي ندارند و آنها را سوسمار يا مارمولك مي نامند. در ايران 502 گونه پرنده شناسايي شده كه 71 گونه از 26 خانواده آن در منطقه هفتاد قله شناسايي شده كه از نظر تعداد گونه 14/5% و از نظر خانواده 34/5% پرندگان ايران را تشكيل مي دهند. به طور كلي 62% از پرندگان هفتادقله مهاجر و 38% از آنها بومي هستند كه 14/5% از آنها مهاجر عبوري اند. بيشترين تنوع و تراكم پرندگان به ترتيب در نواحي دره لته در، دره چكاب و دره سيبك در منطقه هفتادقله مي باشند. از بين پرندگان شكارگر در منطقه حفاظت شده،‌ دليجه، عقاب طلايي و سارگپه بومي منطقه بوده و شاهين، هما، رطيل، ‌سنقر گندمي مهاجر مي باشند. پستانداران اين منطقه جانواران خون گرمي هستند كه بيشترين سازگاري را با محيط هاي مختلف پيدا نموده اند. اصولاً هريك از پستانداران در محدوده طبيعي مشخصي زيست مي نمايند كه از نظر شرايط محيطي و طبيعي »تيپ پوشش گياهي« پست و بلنديها، خاك، آب و هوا، ميزان بارندگي، نور و غذا متناسب با خصوصيات فيزيولوژيكي و مورفولوژيكي آنها باشد. منطقه هفتادقله زيستگاه بسيار ارزشمند و مناسبي براي پستانداران بزرگ بومي ايران كه در مناطق استپي مركزي ايران زيست مي نمايند مي باشند. برخي از گوشتخواران كه از جايگاه اكولوژيكي والايي در رأس هرم غذايي برخوردارند در اين منطقه زندگي مي كنند كه مي توان از آنها همچون گرگ،‌ شغال، روباه، كفتار، گربه وحشي،‌ رودك و پلنگ را نام برد. همچنين پستانداران بزرگ علفخوار نيز از مهمترين حيات وحش منطقه هفتاد قله است كه حيواناتي از قبيل كل و بز (پازن)، قوچ و ميش، آهو و گراز آسان تر از ساير پستانداران ديده مي شوند. كل و بز و قوچ و ميش همواره نامشان با سنن و فرهنگ شكارچيان ايراني عجين مي باشند. هر چه از زيبائيها و تنوع طبيعت خدادادي كه در اين منطقه وجود دارد، بگوئيم باز هم كم است. زيبائيهاي اين منطقه گردشگران زيادي را به خود جلب مي كند و مي تواند از لحاظ جذب توريست خارجي نقش خوبي از لحاظ واردات ارزي به استان و كشور داشته باشد. شايان ذكر است عواملي از قبيل دام مازاد بر ظرفيت، جاده سازي، بوته كني، تبديل اراضي، خطوط انتقال نيرو، خطوط انتقال گاز، شكار غير مجاز، چراي بي رويه دام، فعاليتهاي نظامي و استقرار واحدهاي توليدي غير مجاز منطقه حفاظت شده هفتاد قله را تهديد مي كنند و عليرغم اينكه منطقه حفاظت شده هفتاد قله تحت نظارت اداره كل حفاظت محيط زيست استان مركزي اداره مي گردد و با وجود اهميت و ارزشهاي بي شمار، آنگونه كه شايسته آن است تحت مديريت قرار ندارد و ضرورت دارد هرچه سريعتر طرح جامع مديريت آن تهيه شود. خصوصاً اينكه اين منطقه با وسعت قابل توجه، توپوگرافي ويژه و وجود شهرها و روستاهاي اطراف آن و همچنين عوامل متعدد تهديد، در حال حاضرتنها با سه پاسگاه محيط باني و تعداد اندكي محيطبان تحت كنترل قرار دارد.

نوشته شده توسط سپهر در 16:40 |  لینک ثابت   •